رابطه تکنولوژی با سیاست و فرهنگ (قسمت چهارم)

استاد : دکتر مومنی

محققین : مریم ارغیانی و اشرف حیدری نظام آبادی

سال تحصیلی : 1392-1391 

دانلود PDF

 

علم و تکنولوژی: 

تعریف علم: 

محتوایی، فرآیندی

دیدگاههای علم:

1) دیدگاه ایستا static view : نظامدار، تبیین پدیده ها

2) دیدگاه پویا dynamic view : اکتشافی، خودپژوهی

تقدم و رابطه علم و تکنولوژی :

1) ایده آلیستی: نیوتن، کپلر، گالیله (این نظریه اعتقاد دارد که ابتدا علم بوده بعد این علم باعث پیشرفت تکنولوژی شده است.)

2) ماتریالیستی: مارتین هایدگر، لین وایت (امروزه بر اساس پژوهش های جدید مشخص شده که تکنولوژی در ابتدا باعث پروبال داده به علم شده است.)

تعریف علم:


علم واژه ای است که در موارد بسیار و به گونه ای نامطلوب مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته است. مردم عادی، سیاست گذاران، روزنامه نگاران، دانشجویان و دانشمندان هر کدام اصطلاح علم را به طرق مختلف تعریف می کنند و در زمینه های گوناگون به کار می برند. این واژه در نزد برخی بر یک کار مهم و ارزنده، در نزد برخی دیگر دلالت بر پیکره ای از ارزش یک کار حقیقی دارد و یا نزد عده ای دیگر بررسی عینی درباره پدیده های تجربی است.

بر این اساس سه نوع فکر قالبی مانع درک علم و فعالیت های علمی می باشد:

نخستین فکر قالبی این است که دانشمند به عنوان شخص بخصوصی تلقی می شود که با واقعیت های آزمایشگاهی کار می کند، وسایل و تجهیزات پیچیده ای را به کار می گیرد، آزمایشهای گوناگونی را انجام می دهد که واقعیت ها را برای مقصود نهایی که بهبود نوع بشر است محیا نماید.

دومین فکر قالب این است که دانشمند فرد برجسته و فوق العاده ای است که می اندیشد، نظریه های پیچیده ارائه می دهد، به گونه ای که تمامی اوقات خود را فارغ از دنیا گذرانده و در حقیقت یک نظریه پرداز غیر عملی است. هرچند که اندیشه و نظریه او ممکن است بر حسب تصادف منجر به نتایج عملی در زندگی شود.

فکر سوم اینکه دانشمند، یک مهندس کاملاً ماهر است که سعی می نماید به زندگی آرامش ببخشد و آنرا بیش از پیش مفیدتر و تاثیرگذارتر کند. این طرز فکر علم را با مهنسی و تکنولوژی یکی می داند و بر پایه آن ساختن صنایع و تجهیزات پیشرفته که در زندگی بشر کاربرد دارند به عنوان علم معرفی می نماید. بر اساس این دیدگاه وظیفه علم کار در جهت شکل گیری، بهبود تجهیزات و اختراعات و اکتشافات در زندگی بشر می باشد. همه این اندیشه ها مانع آن می شود که علم، فعالیت ها و تفکر دانشمندان به گونه ای کلی و روش علمی به خوبی درک و شناخته شود و این عوامل تبدیل، تکلیف مردمان را دشوارتر می نماید که چگونه و از چه راههایی آنرا در جهت رفع نیاز خود به کار بندند. در خصوص تعریف علم، تعاریف متعدد و متنوعی وجود دارد که می توان همه این تعاریف را در دو مقوله که می توانند به نوعی با همدیگر، همژوشانی و مکمل یکدیگر باشند ارائه داد بدین گونه که آنرا در ذیل تعاریف محتوایی و فرآیندی بیان نمود.

بر پایه تعاریف محتوایی:

علم یعنی مجموعه ای متراکم از دانش که تکامل یافته سات. به تعریف فرآیندی از این دیدگاه علم یعنی فعالیتی که متغیرهای مهم در طبیعت را کشف و چگونگی ارتباط بین آنها را برای ما روشن می کند. بر پایه تعریف ذکر شده، علم در واقع هم محتوا و هم فرآیند را در بر می گیرد. به این معنا که علم یک سری از مفاهیم و طرحهای مفهومی مرتبط با هم را که در نتیجه آزمایش و مشاهده توسعه یافته است بیان می کند. علم پیکره سازمان یافته نظام دار درباره جهان می باشد که از طریق روشهای علمی می توان به آنها دست پیدا کرد.

بر اساس دیدگاه ایستا:

علم را فعالیتی می داند که یک سلسله اطلاعات نظام دار را به جهان عرضه می نماید. بر اساس این دیدگاه، کار دانشمند را کشف واقعیت های جدید و افزودن آنها به اطلاعاتی که از قبل وجود داشته است. بر اساس این دیدگاه، علم اصولاً پیکره کلی از واقعیت ها می باشد. علم شیوه ای است برای تبیین پدیده های مورد مشاهده و تاکید بر وضعیت حال آنها با توجه به تئوری ها، فرضیات و مجموعه اصول و قوانین موجود.

دیدگاه پویا:

بر اساس این دیدگاه، علم بیشتر به عنوان یک فعالیت همان کار اصلی دانشمندان در نظر گرفته می شود و از منظر این دیدگاه، وضعیت کنونی دانش مورد توجه است اما اهمیت آن عمدتاً به خاطر آن است که برای پژوهش و تئوریهای علمی یک پایگاه محسوب می شود. این دیدگاه که یک دیدگاه اکتشافی نیز نامیده می شود علاوه بر کشف و آشکار ساختن واقعیت ها جنبه خودپژوهی را به همراه دادر. این دیدگاه تاکید بر تئوری و یک رشته طرحهای ادارکی و مفهومی دارد که با یکدیگر پیوند یافته و برای پژوهش مفید بوده. همین جنبه اکتشافی است که علم را تا حدود زیادی از تکنولوژی متمایز می سازد.

مهمترین دیدگاههایی که در خصوص تقدم و یا تأخر علم و تکنولوژی وجود دارد:

در خصوص چگونگی تقدم علم بر تکنولوژی دو دیدگاه کلی وجود دارد که یکی دیدگاه ایده آلیستی و دیگری ماتریالیستی است. بر اساس دیدگاه ایده آلیستی علم مقدم بر تکنولوژی است، آنرا بنیان می نهند و بر طبق شرایط ایجاد تکنولوژی، استفاده نمودن از بصیرت و قوانین طبیعت که وجود داشته است یعنی برخورداری از نظام مفهومی در سطحی ظاهری و توانایی کاربرد آن در قلمرو مادی برای ایجاد تکنولوژی. بر این مبنا تکنولوژی نتیجه علم است هم از نظر وجودی یعنی کاربرد معرفت(دانش) علمی، هم از نظر تاریخی به عنوان حوزه نفوذ و گسترش این معرفت یا بصیرت در قلمروهای وسیع زندگی مادی.

این دیدگاه، متعرف با تعبیر معینی از سیر تاریخ علم و تکنولوژی است که آنرا می توان به زبان ساده چنین بیان نمود: پس از سپری کردن دوره ای بلند و تاریک در تاریخ اروپا، روح علمی یونان در آنجا احیاء می گردد در قالب آنچه که ما آنرا رنسانس می نامیم که اروپائیان به طبیعت و گمانه پردازی درباره آن علاقمند می شوند، روشی را برای درک طبیعت پدید می آورند که ما آنرا علم می نامیم و از نظر تاریخی این نهضت فکری در وجود شخصیت هایی چون کپلر، گالیله و کپرنیک شکل چشمگیری را به خود می گیرد و نهایتاً نیوتن به صورتی نظام یافته آن را بیان می نماید که علم بوجود آورنده تکنولوژی است.

دیدگاه ماتریالیستی:

این دیدگاه معتقد است تکنولوژی همواره مبنای آنچه در غرب علم نامیده می شود بوده است و در دوره اخیر به عنوان منشاء ظهور و بروز علم نموده است. این دیدگاه در نظریات مارتین هایدگر و لین وایت نمود یافته به اعتقاد آنها ماهیت تکنولوژی نحوه معینی از تجربه کردن، سامان بخشیدن و کاربرد روشهایی است که بشر در جهان طبیعی به کار می برد. این دیدگاه اشاره دارد که تکنولوژی از نظر وجودی مقدم بر علم است اما از نظر تاریخی موخر بر آن.

تکنولوژی فرآیند، روش و به نوعی یک رشته فعالیت هایی است که به نتیجه علمی بر می گردد. علم فرآیند پژوهش درباره حل مسائل و مشکلات انسان است. تکنولوژی فرآیند تولید کالا و خدمات است، علم فرآیند پژوهش درباره پدیده هاست. در حقیقت فرآیندی که دانش، روشها و مفاهیمی را که کالا و خدمات را در اختیار همگان قرار می دهد تولید می نماید.

نهایتاً نتیجه می گیریم که بین علم و تکنولوژی یک رابطه معقول و منطقی وجود دارد و تقدم و تأخر خاصی با همدیگر نداشته بلکه به نوعی می توان گفت به موازات همدیگر و در کنار هم و مکمل یکدیگر در توسعه یافته های علمی روشهای عملی در زندگی و پیشرفت سطح زندگی جامعه موثر می باشند و این امری واضح است که همه مردمان و جوامع مختلف از چگونگی و کاربرد علم و تکنولوژی برخوردار بوده و جدای اینکه آنها از علم به معنای امروزی برخوردار بوده اند یا نه و وابستگی تاریخی تکنولوژی به علم اشاره نمود.

تکنولوژی رسانه ها

تکنولوژی اطلاعات:

الف) تله ماتیک ها telematics (رسانه های بزرگ)

ب) اِتنوترونیک ها ethenotronics (رسانه های کوچک)

سطوح ارتباط در تکنولوژی های اطلاعات:

الف) ارتباط انسان با ماشین

ب) ارتباط میان سیستم ها و ماشین

ج) ارتباط میان افراد

د) ارتباط میان گروههای اجتماعی

عوامل موثر در توسعه اجتماعی:

الف) حمل و نقل

ب) انرژی

ج) ارتباطات

د) انتقال اطلاعات

چگونگی کاربرد تکنولوژی در کشورهای در حال توسعه

تناسب با نیازها و امکانات

تجربه و آزمون

عوامل اقتصادی

تکنولوژی رسانه ها به طور سنتی به تلفن، رادیو و تلویزیون اطلاق می گردد که هر یک در مقطعی از تاریخ بر اساس اهداف و نحوه کاربردهای متفاوت مورد استفاده قرار می گرفتند گفته می شود.

تکنولوژی اطلاعات:

این تکنولوژی واژه ای است با تعبیری باز که مجموعه وسیعی از تکنولوژیهای ارتباطات از جمله کامپیوتر و ماهواره و بهره گیری به روز از رسانه های قدیمی تر از قبیل کاست، گرامافون و تلگراف و تکنولوژیهای مخابراتی که ارتباط های پیچیده تر و گسترده تری را فراهم می سازد در بر می گیرد که تکنولوژیهای الکترونیک به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:

1) تله ماتیک ها:

یعنی رسانه های بزرگ از جمله تکنولوژیهایی همچون کامپیوتر، تلفن، ماهواره، اینترنت، رادیو وتلویزیون و سایر تکنولوژیهایی که به زیر بنای وسیع و گسترده نیاز دارند که در این بحث روند انتقال پیام و سخت افزار مورد استفاده از آن تکنولوژی را مورد توجه قرار داد.

2) اِتنوترونیک ها:

که رسانه های کوچک نامیده می شود مانند ضبط صوت، ماشین حساب، ساعتهای دیجیتالی، دستگاه فتوکپی و سایر تکنولوژیهایی که کاربرد شخصی و محدود دارند.

تنوع تکنولوژیهای اطلاعاتی (الکترونیک) با تنوع کاربردهای نرم افزاری آن در سطح محدود یا بسیار وسیع همانند کامپیوتر، خودکار شدن امور دفتری، مبادله صدا و تصویر، هوش مصنوعی و مواردی از این قبیل همراه باشد و به طور کلی می توان نتیجه گرفت رسانه های بزرگ (تله ماتیک ها) در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته کاربرد دارد و رسانه های کوچک (اِتنوترونیک ها) در کشورهای کوچک و جهان سوم و در حال توسعه کاربرد دارد.

کاربرد تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات سطوح مختلفی از ارتباط را در یک جامعه تعیین می نماید که می توان آنها را اینگونه دسته بندی نمود:

الف) ارتباط میان انسان و ماشین که بوسیله یک سیستم تکنولوژیک به هم پیوند خورده است.

ب) ارتباط میان سیستم های تکنولوژیک که توسط افراد مشخص و کاربردی می شود.

ج) ارتباط میان افراد از طریق کارگزاری سیستم های تکنولوژیک.

د) ارتباط میان گروهها و نظام های اجتماعی. به عنوان مثال: به طور کلی می توان این نکته را در نظر داشت که چگونگی کاربرد سطوح ارتباطی ممکن است به صورت یک بعدی (تلویزیون) یا چند بعدی (اینترنت، ماهواره) باشد.

تکنولوژی رسانه های یک بعدی با توسعه سیستم های تمرکز یافته و سلسله مارتبی و شبکه های ارتباطات گروهی مورد بررسی قرار می گیرد و تکنولوژی رسانه های چند بعدی هم به دلیل ماهیت پیچیده و گستردگی آن بیش از هر پدیده اجتماعی دیگر می تواند تاثیرگذار باشد. در کشورهای در حال توسعه مهمترین عوامل تاثیرگذار در توسعه اجتماعی می تواند نقش تعیین کننده داشته باشد به عنوان :

1- حمل و نقل نخستین مرحله در توسعه اجتماعی مطرح  می شود.

2- انرژی

3- امکان برقراری ارتباط به عنوان زیربنای مخابراتی و انتقال اطلاعات.

4- تکنولوژی اتقال اطلاعات دارای ویژگی های ساده، سریع و کارآمد می باشد.

انرژی می تواند در یک کشور به عنوان پشتوانه مالی نقش تعیین کننده ای در توسعه زیر ساختهای تکنولوژی داشته باشد.

مهمترین عواملی که در کاربرد تکنولوژیهای اطلاعات در کشورهای در حال توسعه تاثیر دارد:

1- متناسب بودن تکنولوژیهای جدید ارتباطی با نیازها و امکانات و مهارت های فنی افراد آن کشور که این تکنولوژیها باید از نظر اقتصادی مقرون به صرفه و قابلیت اجرایی داشته باشد.

2- تجربه و آزمون: عامل دیگری که می تواند تاثیرگذار باشد چگونگی به کارگیری و آزمون اینگونه تکنولوژیها در کشورهای در حال توسعه می باشد و نباید با نگاه بدبینانه و اینکه استفاده از اینگونه تکنولوژیها به رشد و توسعه جامعه کمک نمی کند نگاه کرد.

3- عوامل اقتصادی از جمله چگونگی تأمین هزینه ها در بکارگیری از تکنولوژیهای پیشرفته بسیار تاثیرگذار است و ایجاد و راه اندازی زیربنای گسترده نیازمند تعهدات مالی فراوانی را برای چگونگی اداره، نگهداری و کاربرد تکنولوژیهای اطلاعاتی ایجاد می نماید.