عنوان موضوع: نقش صنایع فرهنگی در اقتصاد کشورهای در حال توسعه

گردآورندگان: عاطفه حسین پور و اسلام بشارت

دانلود PDF

 تعاریف صنعت فرهنگ

  برای تبیین صنعت فرهنگ تعاریف متعدی وجود دارد و هر کدام از صاحبنظران بنا بر تصورات خود از این مقوله تعریف یا تعاریفی را داشته اند که اکنون در زیر تعدادی از تعاریف صنعت فرهنگ را ارائه میدهیم :

1 - صنعت فرهنگی به مجموعه ای از صنایع اطلاق می شود که محصولات آن ها درون مایه ی فرهنگی و معنوی دارند و برای غنی سازی حیات روحانی و پالایش روح به کار می روند. ملکی فر و علوی : 1385 ص 52 ).

2 – بر اساس تعریف یونسکو صنایع فرهنگی به صنایعی گفته می شود که خروجی های خلاق و هنری ملموس و ناملموسی تولید می کنند که دارای پتانسیل تولید ثروت و ایجاد درآمد از طریق بهره برداری از دارایی های فرهنگی و تولید خدمات و کالاهای دانش بنیان (هم سنتی و هم نو) هستند .


صنایع فرهنگی گونه‌ای از صنعت است که به خلق ایده، تولید و توزیع محصولات و خدماتی می‏پردازد که ماهیت فرهنگی دارند و مخاطب آن‏ها جنبه‏ها و ابعاد فرهنگی فرد و جامعه است. از آن‌جایی که تولید محصولات و خدمات فرهنگی بر خلاقیت، مهارت، دانش و استعداد تولیدکنندگان آن استوار است، صنایع فرهنگی را صنایع خلاق نیز می‌نامند.

صنایع فرهنگی از شاخه های مختلفی تشکیل شده است، که هر شاخه به انواع گوناگونی از صنایع فرهنگی تقسیم می شود.

- صنایع فرهنگی هنری: شامل سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی، نمایشگاه های هنری، مد و طراحی لباس، طراحی دکوراسیون، صنایع دستی و پویا نمایی

- صنایع فرهنگی چندرسانه ای: شامل ماهواره، رادیو، تلویزیون، وب سایت های اینترنتی و تبلیغات

- صنایع فرهنگی مکتوب: شامل کتاب ها، نشریات و رزونامه ها

- صنایع فرهنگی سرگرمی: شامل موزه داری، جشنواره ها، تفریحات، گردشگری، اسباب بازی و بازی های رایانه ای

ویژگی های صنایع فرهنگی در دو بعد فرهنگی و صنعتی قابل بررسی است. در بعد فرهنگی می توان به این ویژگی ها اشاره نمود.

صنایع مختلف، محصولاتی تولید می‌کنند که تنها ارزش فیزیکی دارند و ماده‌ی اولیه بیشتر آن ها را طبیعت فراهم می‌کند. این محصولات غالباً معنا و مفهوم خاصی را منتقل نمی‌کنند. اما ماده اولیه تولیدات در صنایع فرهنگی، از احساسات و تراوش‌های ذهنی افراد خلاق و اصحاب فرهنگ گرفته می‏شود؛ و آنچه ارزش تولیدات و خدمات فرهنگی را رقم می‌زند، محتوای آن ها است که یک پیام فرهنگی را به مخاطبان خود انتقال می‌دهد.

صنایع فرهنگی در زمره‌ صنایع نرم قرار می‌گیرد؛ اما معمولاً از طریق یک رسانه یا ابزار انتقال می‌یابد که ممکن است سخت‌افزاری باشد. به عنوان مثال فیلم سینمایی یک محصول صنایع فرهنگی است که ماهیت نرم دارد اما از طریق ابزارهای دیجیتال جابه‌جا‌شده و به فروش می‌رسد. بنابراین در صنعت فرهنگی باید بین محتوای فرهنگی و ابزار انتقال تفاوت قائل شد.

صنایع فرهنگی، هویت بخش هستند. هویت فرهنگی ملت ها و تمدن ها جز از طریق صنایع فرهنگی با هیچ صنعت دیگری نمی تواند به سایرن معرفی شود.

ویژگی های صنایع فرهنگی در بعد صنعتی عبارتند از:

- صنعت با تولید و توزیع نظام‌مند کالاها و خدمات سر و کار دارد. بنابراین فعالیت‌های فرهنگی آن گاه می‌توانند مصداق صنایع فرهنگی باشند که فعالیت‌ها و فرآیندهای جاری در آن‌ها بر اساس شیوه‌های صنعتی مدرن انجام شوند.

- در صنایع فرهنگی مانند دیگر صنایع باید اهداف اقتصادی داشت. برای فعالیت های فرهنگی باید انگیزه و هدف اقتصادی نیز داشت تا در زمره صنایع فرهنگی قرار گیرد.

- از آن جایی که یکی از ابعاد مهم در صنعت، تولید انبوه است. در صنایع فرهنگی مانند سایر صنایع تولید باید به صورت انبوه صورت گیرد.

- فناوری، زیربنای صنایع فرهنگی است. در حال حاضر در صنایع فرهنگی از فناوری های پیشرفته استفاده می شود. به عنوان مثال در صنعت سینما، فناوری جایگاه بسیار مهمی دارد. فناوری ابزار تولید است و برای طراحی و تولید محصولات و خدمات فرهنگی به این ابزار نیاز است.

صنایع فرهنگی، اولین بار توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، از نظریه پردازان مکتب فرانکورت، در کتاب دیالکتیک روشنگری تحت عنوان صنعت‏ فرهنگ و فرهنگ توده مطرح شد. به زعم آدورنو و هورکهایمر، صنایع فرهنگی باعث عمومی شدن محصولات فرهنگی در جامعه می‏شود. این صنایع می‏توانند هم کارکردهای مثبت داشته باشند و هم کارکردهای منفی. یعنی هم می‏تواند باعث تخریب‏ ارزش‏های فرهنگی و بومی جامعه شود که تحت عنوان تهاجم فرهنگی یاد می‏شود و هم می‏تواند کالاها و محصولاتی‏ تولید کند که باعث تقویت بنیان‏های ارزشی و فرهنگی یک جامعه شود.

صنایع فرهنگی در جهان

صنایع فرهنگی در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، تقریبا جایگاه اول را از نظر اقتصادی به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال در قاره آمریکا، اقتصاد ایالات متحده در سیطره صنایع فرهنگی است. فرهنگ در کشور کانادا بخش پویای اقتصاد آن است. در سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال 2005 آمده است: ما در صنایع مختلف ترجیح می دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض، اما در صنایع فرهنگی ضرورت دارد که ما وارد کننده نباشیم. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن به هیچ وجه پذیرفتی نیست.

در اروپا، صنایع فرهنگی دچار تحولات زیادی شده است. به عنوان مثال در فرانسه، وسعت تولیدات در زمینه‌های کتاب، فیلم و انواع محصولات فرهنگی به طور مداوم از افزایش برخوردار بوده و تولید و توزیع این محصولات در این کشور وجهه بین المللی یافته است. صنعت تبلیغات در انگلستان بزرگترین بازار اروپایی این صنعت بوده است و انگلستان، تصمیم دارد به قطب اصلی توسعه صنایع فرهنگی در قاره اروپا تبدیل شود.

در آسیا و اقیانوسیه، چینی‌ها در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به صنایع فرهنگی داشته اند و طرح‌های گسترده‌ای برای آن ریخته‌اند. در سال 2006 یکی از مهمترین نمایشگاه‌های بین المللی صنایع فرهنگی در چین برگزار شد. حوزه فرهنگی کره جنوبی دارای اقتصادی پویا است. بیشترین درآمد کشور هند در حوزه‌های سینما و تولید نرم‌افزارهای رایانه‌ای می‌باشد. سرمایه‌گذاری بر روی صنایع تفریحی و فرهنگی از جمله‌ مهم ترین اولویت‌های فرهنگی دولت استرالیا محسوب می‌گردد.

حتی در آفریقا، کشور آفریقای جنوبی، دارای استراتژی های جدی و مطالعه شده در حوزه صنایع فرهنگی است.

‌با توجه به نمونه های فوق مشاهده می کنیم که کشورهای پیشرفته در صنایع فرهنگی پیشتاز هستند، اما بسیاری از کشورهای در حال توسعه با این که پتانسیل بالایی در صنایع فرهنگی دارند، به رغم میراث فرهنگی غنی‌ و استعدادهای فرهنگی سرشار، عمدتاً بازیکنان حاشیه ای این عرصه می‌باشند.

صنایع فرهنگی در ایران

ممکن است این سوال پیش آید که چرا صنایع فرهنگی در کشور ما، به رغم نقش آن در رشد اقتصادی، تقویت تولید ملی و اشتغال زایی، تاکنون توسط مسئولان و مدیران فرهنگی مورد توجه جدی قرار نگرفته است و موانع رشد و توسعه آن در ایران چیست. برای پاسخ به این سوال می توان به موانع اقتصادی، فرهنگی و حقوقی توسعه صنایع فرهنگی اشاره کرد.

اولین دسته از موانع توسعه صنایع فرهنگی در ایران، موانع اقتصادی است. در کشور ما به صنایع فرهنگی به مثابه یک صنعت نگریسته نمی شود و بخش فرهنگ به عنوان یک بخش مولد اقتصادی و نهاد تولید ثروت تلقی نمی شود و این بخش صرفاً به منزله مرکز هزینه دیده می شود. همچنین اغلب مدیران موسسات فرهنگی، اطلاعات کمی در خصوص قابلیت‌های تجاری و اقتصادی صنایع فرهنگی دارند و به این دلیل که کار خود را اقتصادی و یا دارای بازده اقتصادی نمی‌بینند، غالباً خواهان حمایت‌های دولتی هستند.

چالش اقتصادی دیگر، گسترش کمی و کیفی صنایع فرهنگی در سطح جهان است. در واقع محصولات فرهنگی کشور ما وارد رقابت شدید جهانی شده‏اند. کشورهای پیشرو در عرصه صنایع فرهنگی، دارای امکانات زیادی هستند و همچنین با جهانی شدن اقتصاد و ظهور شبکه های اینترنتی، عرضه، تبادل و دسترسی به محصولات فرهنگی در سراسر جهان آسان و سریع شده است، و محدودیت های زمانی و مکانی دسترسی به بازار صنایع فرهنگی بسیار کم شده است. بدین ترتیب رقابت برای تولید کنندگان و عرضه کنندگان محصولات و خدمات فرهنگی کشور ما دشوار شده است.

دسته دوم از موانع رشد صنایع فرهنگی، موانع فرهنگی است. صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، عموماً در پس زمینه صنایع سخت دیده می‌شود. به همین دلیل، در توسعه اقتصادی کشور نقش مهمی به صنایع فرهنگی داده نمی‌شود. همچنین شاخه‌های مختلف صنایع فرهنگی، اغلب به عنوان شاخه‌های مجزا و بدون هیچ رابطه‌ای میان آن ها دیده ‌می‌شوند. وقتی هر یک از این شاخه‌ها، مستقل دیده‌شوند، کوچک به نظر می‌رسند و بخشی مهمی در صنعت و اقتصاد به شمار نمی‌آیند.

موانع حقوقی، سومین دسته از موانع رشد و توسعه صنایع فرهنگی محسوب می شود. چالش جدی که در صنایع فرهنگی وجود دارد، قاچاق محصولات فرهنگی، نادیده گرفتن حق پدیدآورنده، سرقت علمی و…است.

یک سؤال اساسی این است که چرا صنعت فرهنگی، به رغم ارزش استراتژیک آن در رشد اقتصادی، تقویت بنیه دفاعی و اشتغال زایی، تا کنون مثل سایر صنایع جدی گرفته نشده است؟

  6 دلیل برای جدی گرفته نشدن صنعت فرهنگی در کشورهای در حال توسعه:

طراحان "استراتژی صنایع فرهنگی" در آفریقای جنوبی همین سؤال را از خود پرسیده‌اند و برای آن شش دلیل ارائه نموده‌اند. در مقدمه این سند آمده است:

"در واقع تا همین اواخر برای سیاست‌گزاران ارشد کشور و هم چنین متولیان و دست اندرکاران امور فرهنگی، مشکل بود که بتوانند به صنایع فرهنگی به مثابه یک صنعت نگاه کنند. دلیل این موضوع چیست؟

تا وقتی بخش فرهنگ به عنوان یک بخش مولد اقتصادی، هم‌چنین پشتوانه  تکیه‌گاه اقتدار دفاعی دیده نشود، طبیعی است که نهاد تولید ثروت تلقی نخواهد شد و صرفاً به منزله مرکز هزینه دیده خواهد شد، و مخارج آن باید از حساب بیت المال تامین گردد.‌"

شش دلیل جدی گرفته نشدن این صنعت در کشورهای در حال توسعه عبارتند از:

1.  در عصر صنعت، که هنوز بر کشورهای در حال توسعه غالب است صنعت فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، عموماً در پس زمینه اقتصاد صنعتی دیده می‌شود. به همین دلیل، در توسعه‌ی اقتصادی این کشورها نقش مهمی به صنعت فرهنگی داده نمی‌شود.

2.  شاخه‌های تشکیل دهنده‌ی صنایع فرهنگی- سینما، تئاتر، موسیقی، رسانه، طراحی، مد و غیره- اغلب به عنوان شاخه‌های مجزا دیده ‌می‌شوند؛ بدون هیچ رابطه‌ای میان آنها. وقتی هر یک از این شاخه‌ها، مستقل دیده‌شوند، تا اندازه‌ای کوچک به نظر می‌رسند. اما زمانی که از دیدگاه کلی- با درک روابط درونی- دیده‌شوند، بخشی مهمی در اقتصاد به شمار می‌آیند.

3.  بر خلاف کشورهای پیشرفته که صنایع فرهنگی آنها شامل یک مجموعه قابل توجه از بنگاه‌های بزرگ- مثلا بنگاه‌های عظیم سینمایی، رسانه‌ای، و غیره- و تعداد زیادی شرکت‌های کوچک و متوسط است، در کشورهای در حال توسعه تقریباً هیچ بنگاه بزرگی در این صنایع وجود ندارد. آن چه هست، گروه کوچکی از بنگاه‌های متوسط و تعدادی شرکت‌های کوچک است. لذا تصویری که از این بخش وجود دارد، یک مجموعه از بنگاه‌های کوچک با تاثیر اقتصادی ناچیز است.

4.  از دیدگاه تاریخی و طبق یک قانون نانوشته، بخش فرهنگ پیش از آن که از سوی دولت‌ها به عنوان یک بخش مولد اقتصادی دیده شود، یک "مرکز هزینه‌ی دولتی" است که مأموریت آن صرفاً ترویج سیاست‌های فرهنگی به هزینه دولت است.

5.  اغلب گردانندگان صنایع فرهنگی در کشورهای در حال توسعه، اطلاعات کسب و کاری ناچیزی در خصوص قابلیت‌های تجاری و ... صنایع فرهنگی دارند و مدیران بنگاه‌های صنایع فرهنگی، غالباً خواهان حمایت‌ها و یارانه‌های دولتی هستند؛ به این دلیل که کار خود را اقتصادی و یا دارای پتانسیل‌های اقتصادی نمی‌بینند.

6.  فرآیند تولید صنایع فرهنگی فرآیندی خلاق با دامنه زمانی خاص خود در تولید ایده است، این امر مستلزم تأمل، تحمل، هزینه و شیوه‌های نوین در مدیریت می‌باشد که در کشورهای در حال توسعه، به دلیل وجود انبوه مشکلات ظاهری رفاهی و توسعه، توجه جدی به الزامات آن نمی‌شود.


نقش صنایع فرهنگی در رونق تولید ملی در ابعاد زیر قابل بررسی است.

- نقش صنایع فرهنگی در بعد ثروت آفرینی ملی: میزان فروش محصولات فرهنگی نظیر برخی از فیلم های سینمایی، سریال های شبکه خانگی، کتاب های رمان، انیمیشن  ها و بازی های کامپیوتری بسیار بالاست. صنایع فرهنگی یکی از پرسودترین حوزه های تولید ملی است. چرا که با سرمایة کمتر و نیز زمان کمتر بازگشت سرمایه، ثروت بیشتری تولید می کند.

در صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، می توان از قابلیت های شبکه های اینترنتی و تجارت الکترونیک استفاده کرده و بازار این صنایع را بدون محدودیت های زمانی، مکانی و جغرافیایی در گستره جهانی تعریف نمود. بدین ترتیب با تسهیل عرضه و گسترده شدن بازار، میزان فروش محصولات فرهنگی افزایش چشمگیری می یابد که منجر به افزایش ثروت آفرینی ملی می شود.

- نقش صنایع  فرهنگی در بعد اشتغال زایی: میزان سرمایه گذاری لازم برای ایجاد یک شغل مستقیم در  سایر صنایع بسیار زیاد است، در حالی که در صنایع فرهنگی میزان سرمایه گذاری مورد نیاز کمتر است. همچنین اشتغال زایی در صنایع فرهنگی بسیار متنوع است. زنجیره صنایع فرهنگی دامنه گسترده ای از خدمات را در بر می گیرد، که باعث اشتغال زایی در زمینه های مختلف این زنجیره می شود. علاوه بر آن با توجه به این که مساله اشتغال بیشتر در بین دانش آموختگان دانشگاهی مطرح است، به دلیل این که صنایع فرهنگی بیشتر نخبه ها و متخصصین را جذب می کند، می تواند معضل بیکاری را در این قشر کمتر کند.

ملزومات رشد و توسعه صنایع فرهنگی در کشور

ملزومات رشد و توسعه صنایع فرهنگی در کشور را می توان در ابعاد مدیریتی، نیروی انسانی و زیرساختی بررسی نمود.

- ملزومات مدیریتی رشد و توسعه صنایع فرهنگی: در حال حاضر سازمان های متولی صنایع فرهنگی در کشور جدا از یکدیگرند. سیاست گذاری ها و مدیریت صنایع فرهنگی بین نهادهای مختلف پراکنده شده است. در حالی که باید با نگاه جامع و یکپارچه به صنایع فرهنگی نگریست و مدیریت کلان صنایع فرهنگی را در اختیار یک سازمان قرار داد.

- ملزومات نیروی انسانی توسعه صنایع فرهنگی: صنایع فرهنگی به استعدادهای فرهنگی و نیروهای متخصص و توانمند نیاز دارد. در صنایع فرهنگی سه دسته از نیروهای انسانی مورد نیاز است: کار آفرینان و مدیران فرهنگی، مهندسان توسعه دهنده فناوری های فرهنگی و تولید کنندگان محتوای فرهنگی.

- ملزومات زیرساختی رشد و توسعه  صنایع فرهنگی: گسترش فضاهای فرهنگی نظیر سالن تئاتر، سینما، کتابخانه و… از ملزومات مهم رشد صنایع فرهنگی است. علاوه بر آن فناوری های مورد نیاز صنایع فرهنگی از زیرساخت های توسعه صنایع فرهنگی است.

منابع

- صنایع فرهنگی محورتوسعه مشهد؛ گفت و گو با عقیل ملکی فر؛ پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش موسسه فرهنگی هنری خراسان (رصد)

- صنایع فرهنگی و چالش‏های آن در ایران؛ گفتگو با دکتر سید محمد مهدیزاده؛ کتاب ماه علوم اجتماعی؛ اسفند 1388؛ شماره 24

- صنایع فرهنگی، اولویت تولید ملی؛ محمد واعظی نژاد

- آدورنو و صنایع فرهنگی؛ پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

- صنایع فرهنگی و هویت ملی، حسین خزایی


سوالات مربوط به تحقیق :

یک تعریف از صنایع فرهنگی بر اساس تعریف یونسکو و مطرح کنی صنایع فرهنگی برای اولین بار توسط کدام نظریه پردازان مطرح شد؟

عوامل عدم رشد و توسعه صنایع فرهنگی در ایران را به طور خلاصه شرح دهید ؟

دلایل جدی گرفته نشدن صنعت فرهنگی در کشورهای در حال توسعه چیست ؟ چهار مورد را نام ببرید .

ملزومات رشد و توسعه صنایع فرهنگی در کشور را نام برده و یک مورد را شرح دهید .