تهیه کنندگان: زهرا حریرچیان – مریم جوادی – پریسا احدی

دانشگاه علمی کاربردی – فرهنگ و هنر واحد 11

کارشناسی ناپیوسته مدیریت امور فرهنگی

"تکنولوژی و فرهنگ"

دانلود PDF


تکنولوژی

تکنولوژى از ریشه یونانى به معناى مهارت و گفتگو گرفته شده است. و کنولوژى عبارت است از دانش و مهارت‌هاى لازم براى تولید کالا و خدمات که حاصل قدرت فکرى و شناخت انسان و ترکیب قوانین موجود در طبیعت مى‌باشد.

هنر

هنر یک واژه کهن اوستایی است و در زبان فارسی از پیشوند «هو» بمعنی خوب و واژه «نر» به معنی مردانگی و توانایی پیوند یافته و «هونر» به معنی «خوب توانی» بکار رفته است. بیش از هزار سال است که پیشینه واژه هنر به این معنی در زبان و شعر فارسی دیده می شود فردوسی گفته:

چو پرسند پرسندگان ازهنر

                        نباید که پاسخ دهی از گهر

هنر نزد ایرانیانست و بس

                        ندارند شیر ژیان را بکس

اگر به تاریخ هنر از بدو شکل گیری آن در عصر حجر، یعنی فاصله زمانی میان سالهای3000 تا 5000 قبل از میلاد تاکنون، نظر افکنیم درخواهیم یافت هنر، هیچگاه به یک شکل باقی نمانده؛ بلکه همراه با گذر زمان و پیدایش تمدن های مختلف، مکاتب و گرایش های متعددی در این عرصه به وجود آمده است، که تحول و دگرگونی اسلوب ها و ابزار را نیز به همراه داشته است. پس بی شک، هنر نزد هر یک از تمدن های کهن نظیر مصری، چینی و تمدن های موجود در بین النهرین و روم و بیزانس دارای شکل خاصی بود به گونه ای که آن را از دیگر تمدن ها متمایز می ساخت.


از دیگر سو، بیان هنری تحت تاثیر اختلافات موجود بین ادیان مختلف، ازمسیحیت و اسلام تا بودایی و هندو، دچار تغییر و تحول شده است. افزون بر آن، این نوع بیان در هر عصر، ویژگی های خاص همان عصر را به گونه‌ای منعکس ساخته است که آن را از دیگر عصرها متمایز ساخته است. در نهایت، سیر تحولات در عرصه هنر، منجر به شکل گیری مکاتبی چون کلاسیسم و نئوکلاسیسم در قرن های 18 و 19 میلادی و در پی آن، رمئالیسم و در مقابل رئالیسم و سپس امپرسیونیسم و در پایان کوبیسم و متافیزیسم و سورئالیسم شد.

 

امروز در عصر الکترونیک، موضوع بحث ها و مناقشات این نیست که مکاتب یاد شده، شایسته تر است و یا حق با کدام یک از آنها است و یا قدرت بیان کدام یک بیش از دیگری است؛ بلکه موضوع اساسی بحث امروز، ابزار است. انسان معاصر، نقاشی نمی کشد بلکه با بهره جستن از پاره ای فرامین و دستورها، که با استفاده از امکانات حاصل از علم الکترونیک به شکل کد، به رایانه منتقل می شود، خطوط و رنگها را ایجاد می کند.

جهشی که در سالهای اخیر در پیشرفت ابزار الکترونیکی صورت پذیرفته، رایانه را به جز جدایی ناپذیر زندگی، کار و اندیشه انسان، مبدل ساخته است. از نویسندگی و تألیف و آمار و حسابداری گرفته تا ایجاد نغمه های موسیقیایی، با به کارگیری رایانه، آسانتر انجام می پذیرد. به نظر می رسد پیشرفت ابزار الکترونیکی تا آنجا ادامه یابد که انسان را به قله های آرامش و آسایش رهنمون سازد. هر عملی که تا پیش از این به صرف وقت فراوان و فعالیت های ذهنی و جسمی مشقت بار، نیازمند بود، امروز با کمک رایانه به سادگی و با صرف کمترین انرژی ممکن، امکانپذیر شده است.

با آغاز دهه هشتاد میلادی، رایانه عهده دار وظیفه جدیدی شد و در عرصه نقاشی نیز به کمک انسان شتافت. در این روش نقاشی، در آغاز خطوط به شکل ابتدایی و نه چندان دقیق ترسیم می شد و با استمرار پیشرفت و به کارگیری تکنیک های پیچیده تر نه تنها در دقت، وضوح و تنوع و ترکیب رنگها رقیب قدرتمندی برای شیوه کهن نقاشی به شمار آمد، بلکه در سرعت، سهولت، خطوط، رنگها، شکلها و در نهایت، در قدرت بیان، گوی سبقت از رقیب ربود. علاوه بر این، نقاشی با رایانه برای اولین بار، بهره جستن از بعد سوم و عمق بخشیدن به نقاشی را برای هنرمند، امکانپذیر ساخت.

قدرت شگفت‌انگیز رایانه در این زمینه را می توان در آثار هنرمند آمریکایی، لیلیان شوارتز، یافت؛ وی با بهره جستن از این ابزار، شیوه جدیدی در پرتره (تصویر) ابداع کرد. در این شیوه، او با در آمیختن سبک قدیم و جدید، سبکی نو با ویژگیهای خاص خود ایجاد کرد. وی ابتدا تصویری از چهره خود را به وسیله اسکنر به رایانه انتقال داده، سپس با همان روش، نقاشی کهنی چون تابلوی مادونا و یا تصویر چهره های معروفی مانند نفرتیتی و مارگارت تاچر و ... را به رایانه انتقال داد و در نهایت، با در آمیختن تصویر خود با هریک از آنها شخصیت جدیدی برای خود ساخت. در حقیقت رایانه به وی کمک شایانی کرد تا به رویاهایش جامه عمل پوشاند. در واقع، او با جابه جا کردن برخی از اجزا تصویر چهره خویش با تصاویر دیگر، تابلوهایی را به وجود آورد که هریک با دیگری کاملاً متفاوت بود. به دیگر سخن او به تنهایی صاحب شخصیت های متعددی شده بود؛ گاه مادونا، گاه مارگارت تاچر و گاه امیلیا ابرهارت و ... .

دیگر هنرمند آمریکایی، باربارا نسیم، از رایانه در این عرصه به شکل های دیگری بهره جست. وی در نمایشگاهی که برگزار کرد، چهار نمونه از تابلوهایی را که با رایانه ترسیم کرده بود، به نمایش گذاشت. در مجموعه اول، تابلوهایی سه بعدی را در معرض دید عموم قرار داد که با وجود تفاوت های اندک، دوبه دو مشابه بوده، به شکل خاصی به نمایش درآمده بودند؛ به گونه ای که بیننده با چشم چپ یکی و با چشم راستش دیگری را می دید و بدین وسیله احساس وجود عمق و بعد سوم در تابلوها به بیننده القا می‌شد. ایجاد اختلاف ناچیز در دو تابلو به گونه ای که چنین احساس خوشایندی را در بیننده ایجاد کند، به وسیله ابزار سنتی نقاشی، کار بسیار مشکلی است؛ در حالی که این عمل با رایانه به سهولت هرچه تمامتر انجام می‌پذیرد. مجموعه دوم شامل پنج تابلو، که به وسیله رایانه ترسیم شده بود و مجموعه سوم، مشتمل بر 72 تابلوی کوچک در مقیاس 9*6 اینچ، که مجموع آن ها پرچم ایالات متحده را تشکیل می داد. مجموعه چهارم مجموعه ای از نقاشی های رایانه ای بود که به شکل کتاب چه ای در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌گرفت و با انتخاب هر یک از آنها از سوی بازدیدکنندگان بلافاصله چاپ و در اختیار ایشان قرار می‌گرفت بدین وسیله، بیننده خود را در کار، سهیم می‌دانست.

همانگونه که هنر در عصر گذشته از نقاشی ساکن، پا فراتر نهاده و در عصر حاضر در عرصه نقاشی متحرک، گام نهاده و در این راستا به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یازیده است، رایانه و نرم افزارهای آن نیز برای همگامی با این تحول و پیشرفت در هنر نقاشی، دچار تحول شد. در گذشته نه چندان دور و با اختراع سینما که اساس آن بر نمایش پی درپی تصاویر با فواصل زمانی معین که در نهایت احساس حرکت را در بیننده ایجاد می کرد، پایه ریزی شده بود، هنرمندانی مانند والت دیزنی بر آن شدند که از این ویژگی در خدمت هنری جدید بهره مند شوند که مدتی بعد به نقاشی متحرک و یا کارتن شهرت یافت، که کارکرد رایانه در آن، امروزه باعث خلق آثار خارق‌العاده‌ای شده است. اساس کار در تولید نقاشی متحرک با این شیوه، با شیوه سنتی تفاوت چندانی ندارد؛ در این شیوه نیز پی درپی قرارگرفتن تصاویر و نمایش آن با فواصل زمانی معین حس حرکت را به بیننده القا می کند. پدیده نوین در این زمینه، آن است که رایانه با دراختیار قرار دادن امکانات فراوان، انسان را از یک استودیوی کامل و مجهز، بی نیاز می کند. بدین ترتیب، وی ضمن پی درپی قرار دادن تصاویر با فواصل زمانی معین و نمایش آن ها می تواند آن را با موسیقی، صدا و صداهای زمینه، تلفیق کند.

با تمام پیشرفت هایی که در این زمینه صورت پذیرفته است و تنها به بخش هایی از آن اشاره شد، به راستی آیا ما امروز با مکتب جدیدی در کنار مکاتب دیگر و یا به جای آنها، مواجهیم؟

برای پاسخ به این سؤال می بایست به ارتباط میان محتوا وشکل پرداخت. در هر اثر هنری، شکل و فرم در خدمت محتوا است؛ به عبارت دیگر، قدرت فرم به القای قدرت مند محتوا می انجامد و هنرمند، هماره برآن است که محتوا و مفهومی را به مخاطب خویش منتقل سازد، و دراین راستا از فرم بهره می جوید. این محتوا است که با پشتوانه اندیشه و احساس، تحت تأثیر مکتبی خاص ارائه شده و نشان گر تعهد هنرمند به مکتبی خاص است؛ از این رو با امعان نظر در چگونگی شکل گیری مکاتب مختلف، درخواهیم یافت سنگ بنای تمامی مکاتب، خرد و اندیشه و احساس آدمی است؛ به عبارت دیگر، انسان در قالب مکاتب مختلف، نوع نگاه خاص خویش را به زندگی با ابزارهای مختلف به منصه ظهور رسانیده است. سنت گرایان، طبیعت گرایان، خردگرایان و دیگر مکاتب، هر یک به نوبه خود، باتوجه به نوع نگاه خویش به انسان، جهان، اتفاقات و حوادث پیرامون آن آثاری را آفریده و به مخاطبان خود ارائه می کنند. حتی خردگریزان نیز اساس مکتب خویش را بر پایه خرد و اندیشه استوار ساخته اند؛ ایشان نیز به شیوه خویش به انسان و جهان خلقت و اتفاقات آن می‌اندیشند و برآنند نوع نگاه و اندیشه خاص خود را به مخاطب خویش القا کنند.

چه خرد منجر به تحولات اجتماعی در جوامع انسانی شده، در سایه آن، مکاتب جدیدی ظهور کند و چه ـ به عکس ـ تحولات اجتماعی اندیشه خاصی را به وجود آورد، در نهایت مکتب جدیدی خودنمایی کرده است. در هرحال، خرد، محور اساسی شکل گیری مکاتب بوده است، نه ابزار.

طرفداران یک مکتب با ابزارهای مختلف، تنها تفکرات خویش را به نمایش گذاشته اند و قدرت و ضعف ابزار، فقط درکیفیت ارایه اثر تاثیرگذار است؛ به عبارت دیگر، ابزار ـ هرچند توسعه یافته و پیشرفته ـ تنها وسیله‌ای است برای ارتباط هنرمند با مخاطب و واسطه ای است بین آن ها. البته هر شاخه از شاخه های هنر، از ابزار خاصی بهره می گیرد که در گذرزمان، این ابزار دچار تغییر و تحولات تدریجی و ناگهانی شده است. اینگونه تحولات، هیچ گاه باعث به وجود آمدن مکاتب نشده اند؛ بلکه همواره در راستای انتقال بهتر مفاهیم و اندیشه ها و احساسات خالق اثر، صورت پذیرفته اند. به طور مثال، انسان امروزی چه با قلم مو و رنگ و بوم نقاشی بکشد و چه با بهره جستن از ابزار امروزی با کد و رمز، آن را ایجاد کند، هدف اصلی او انتقال احساس و اندیشه است، نه چیز دیگر. تکنولوژی پیشرفته امروزی در خدمت هنرمند است تا او بتواند با استفاده از آن، اندیشه و احساس خاص خود را به بهترین وجه ممکن با دیگران در میان گذارد. در نتیجه، ممکن است اندیشه نهفته در یک اثر خلق شده توسط ابزار سنتی، همان اندیشه نهفته در اثری باشد که با بهره‌گیری از تکنولوژی پیشرفته، پدید آمده باشد.

ما معمولاً از هنر، کارآزمودگی و مهارت در ارائه‌ی چیزی یا تقلید از آن را مراد می‌کنیم یا در تبیین آن به قوه‌ی ابداع و نبوغ و ابتکار و به اصطلاح خلاقیت هنرمند متوسل می‌شویم. در مواردی هم منظور ما از هنر، صرف آثار هنری است. تعابیر و تلقی‌های دیگری هم داریم که در همه‌ی آنها یا هنر را به هنرمند احاله می‌دهیم یا به اثر هنری. در همه‌ی این موارد حقیقت هنر پوشیده می‌ماند. مسئله در مورد تکنولوژی هم همین‌طور است و ما معمولاً از تکنولوژی روش تولید ماشین‌ها و ابزارهای فنی یا ادوات و وسایلی را که برای نیل به اهداف و رفاه به کار گرفته می‌شود مراد می‌کنیم. در این صورت، به تأملات جامعه‌شناسانه، اقتصادی، اخلاقی، سیاسی و نظایر آن بسنده می‌کنیم و از حقیقت تکنولوژی پرسش نمی‌کنیم. اما اگر به این مسئله توجه کنیم که لفظ تکنولوژی (technology)  برگرفته از واژه‌ی تخنه‌ی (techne) یونانی است و «آنها هنر، به معنای درست کلمه، و اثر هنری را تخنه می‌نامیدند»، مناسبت و بستگی میان هنر و تکنولوژی تا اندازه‌ای روشن می‌شود.

شاید تکنولوژی، قابلیت هایی را برای هنرمند به ارمغان آورد که شیوه های سنتی در آن ناکارآمد باشد؛ ولی در نهایت، این اندیشه و احساس است که مخاطب را تحت تأثیر خویش قرار می دهد. ابزار نوین هنرمند شاید مخاطبان یک اثر را به اعجاب آورده و مقهور خویش سازد، ولی وی در نهایت، از اندیشه و احساس موجود در اثر، بهره خواهد برد، که بی شک شعار مکتبی خاص بوده که خالق اثر در پی انتقال آن است.


سوال

1-     هنر را تعریف نمایید؟هنر یک واژه کهن اوستایی است و در زبان فارسی از پیشوند «هو» بمعنی خوب و واژه «نر» به معنی مردانگی و توانایی پیوند یافته و «هونر» به معنی «خوب توانی» بکار رفته است. بیش از هزار سال است که پیشینه واژه هنر به این معنی در زبان و شعر فارسی دیده می شود. 

2-    اساس کار در تولید نقاشی متحرک چیست؟ اساس کار در تولید نقاشی متحرک با شیوه سنتی تفاوت چندانی ندارد؛ در این شیوه نیز پی درپی قرارگرفتن تصاویر و نمایش آن با فواصل زمانی معین حس حرکت را به بیننده القا می کند. پدیده نوین در این زمینه، آن است که رایانه با دراختیار قرار دادن امکانات فراوان، انسان را از یک استودیوی کامل و مجهز، بی نیاز می کند. بدین ترتیب، وی ضمن پی درپی قرار دادن تصاویر با فواصل زمانی معین و نمایش آن ها می تواند آن را با موسیقی، صدا و صداهای زمینه، تلفیق کند. 

3- تخنه چیست و چرا باید بدانیم؟لفظ تکنولوژی برگرفته از واژه‌ی تخنه‌ییونانی است و «آنها هنر، به معنای درست کلمه، و اثر هنری را تخنه می‌نامیدند»، مناسبت و بستگی میان هنر و تکنولوژی تا اندازه‌ای روشن می‌شود.


منابع

1-     برگرفته از کتاب" هنر، زیبایی، تفکر، تاملی در مبانی نظری هنر" به قلم محمدرضا ریخته‌گران؛ انتشارات گلبان؛سال 1380

2-     دون‌ اید، تقدم وجودی و تاریخی تکنولوژی بر علم، شاپور اعتماد، فرهنگ، کتاب چهارم و پنجم، بهار و پاییز،

3-     رنه‌گنون، سیطره‌ی کمیّت و علائم آخر زمان، علی‌محمدکاردان، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، دوم، 1365

http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/114/4682/38034

http://www.forum.persianv.com/showthread.php

http://www.bashgah.net/fa/content/show/36706