علم سیاست و مکاتب سیاسی (قسمت دوم) 

استاد: جناب دکتر مومنی

 گروه :رمضانی- مغربیان

 

تعریف علم سیاست:                                      

1-علم سیاست بخشی از علوم اجتماعی است که با مطالعه دولت، حکومت و سیاست در ارتباط است. ارسطو این علم را به عنوان مطالعه حکومت تعریف می‌کند.

2-به دانشی که در باره بنیاد های دولت و اصول حکومت به بحث و بررسی می پردازد علم سیاست گفته می شود.

3- علم سیاست رشته ای از آگاهی اجتماعی است که وظیفه آن شناخت منظم اصول و قواعد حاکم بر روابط سیاسی میان نیروهای اجتماعی در داخل یک کشور و روابط میان دولت ها در عرصه بین المللی است.

-علم سیاست با رشته‌های دیگر هم تداخل دارد؛ من جمله، اقتصاد، حقوق، روان‌شناسی، تاریخ، مردم شناسی، حقوق اداری، سیاست عمومی، سیاست ملی، ارتباطات بین‌الملل، سیاست تطبیقی، جامعه‌شناسی، موسسات سیاسی و نظریه‌های سیاسی. گرچه قرن نوزدهم را زمان تدوین تمام شاخه‌های علوم اجتماعی می‌دانند، اما علم سیاست ریشه‌هایی در دوران باستان دارد؛ در واقع، این علم تقریبا 2500 سال پیش توسط کارهای افلاطون و ارسطو سازمان یافت.

علم سیاست معمولا خود به سه زیر شاخه متمایز تقسیم می‌شود که در مجموع این علم را تشکیل می‌دهند:

·         فلسفه سیاست

·         سیاست تطبیقی

·         روابط بین‌الملل

فلسفه سیاست، منطق موجود برای یک دولت مطلوب، قوانین مناسب و ویژگی‌های متمایز هر کدام است. سیاست تطبیقی، علم مقایسه و تعلیم گونه‌های متفاوت قانون اساسی، بازیگران عرصه سیاست، قانون گذاران و دیگر زمینه‌های مرتبط است و همه این‌ها از نقطه نظر درون هر کشور مطالعه می‌شوند. روابط بین‌الملل با روابط میان دولت- ملت‌ها             و شرکت‌ها و نهادهای فرا دولتی و چند ملیتی سر و کار دارد.

علم سیاست از منظر روش شناختی شاخه‌ای از روش‌های پژوهشی اجتماعی است. رویکردهایی که در این علم وجود دارند شامل؛ پوزیتویسم، تفسیر گرایی، نظریه? انتخاب منطقی، رفتار گرایی، ساختار گرایی، پسا ساختار گرایی، رئالیسم یا واقع گرایی، نهاد گرایی و پلورالیسم یا کثرت گرایی است. علم سیاست به عنوان یکی از شاخه‌های علوم اجتماعی،             از روش‌ها و تکنیک‌هایی استفاده می‌کند که شامل دو دسته هستند؛ منابع دست اول، همچون اسناد تاریخی و مدارک رسمی، و منابع دست دوم، همچون مقالات علمی نشریات، تحقیقات منطقه‌ای، تحلیل‌های آماری، مطالعات موردی، پژوهش‌های تجربی و مدل سازی.

علم سیاست به عنوان یک رشته، در کل بسیار شبیه علوم اجتماعی است و در دانشگاه خط فاصل میان علوم تجربی و علوم انسانی است.

فواید علم سیاست:

1- توسعه و تحکیم دمکراسی

دمکراسی با رشد علم سیاست توسعه می یابد. با ارتقای آگاهی علم سیاسی شیوه های استبدادی حکومت از مقبولیت می افتد و توسعه دمکراتیک جامعه با توسعه و رشد علم سیاست روابط تنگاتنگ دارد.

2- اصلاح رفتار دولت مردان

مردم در پرتو دانش سیاسی از حکومت و حاکمان توقعات و انتظارات قانونی در ذهن خود پیدا می کند و این امر دولت مردان را به سمت پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری در برابر قانون و افکار عمومی هدایت می کند.

3- کاهس خشونت

توسعه علم و دانش سیاست و دانش روابط بین الملل به انسان ها کمک می کند تا در حل منازعات خویش طرق مسالمت آمیز را حفظ و از توصل به خشونت پرهیز نمایند

انواع علم سیاست :

1- محدود   2- تبعی   3- مشارکتی

1-فرهنگ سیاسی محدود

به افرادی مربوط است که از نظام خویش آگاهی چندانی ندارد یا اصلا چیزی از سیاست نمیدانند و در نتیجه انتظاری از حاکمان ندارند. اینگونه افراد اگرچه در هر جامعه ای یافت میشوند و لیکن تعداد شان در جوامع عقب مانده و سنتی از هر جامعه ای بیشتر است . برای مثال فرهنگ سیاسی افراد تحت اداره پادشاهیهای متمرکز و نظام های قبیله ای آفریقا به طور عمده از این نوع هستند.

2-فرهنگ سیاسی تبعی

متعلق به شهروندانی است که از نقش های گوناگون حکومت مانند مالیات گیری، قانون گزاری و امثال آن آگاه هستند ممکن است از راههای مختلف نفوذ در نظام سیاسی نا آگاه باشند. این افراد برای حل مشکلات خویش به رئیس محلی یا رئیس خانواده رجوع می کنند و فاقد اعتماد به نفس در حل گرفتاریهای زندگی هستند.

3-فرهنگ سیاسی مشارکتی

فرهنگ سیاسی مشارکتی از شاخص های جوامع پیشرفته می باشد. مردم اینگونه جوامع در زندگی سیاسی آگاهانه اشتراک میکنند. از ساختار و روند نظام سیاسی و خواستهای خویش از نظام آگاهند و در تصمیم گیریها دخالت میکنند. افراد مشارکت کننده مواضع خاصی نسبت به ساختار های سیاسی مانند احزاب سیاسی و گروههای ذی نفوذ و نقش های آنها در این ساختار ها اتخاذ میکنند. عالمان و اندیشمندان سیاسی معتقدند که دمکراسی با ثبات عموما نیازمند شهروندانی است که هم دارای فرهنگ سیاسی تبعی و هم دارای فرهنگ سیاسی مشارکتی باشند. زیرا اولی احساس اطاعت و وفاداری نسبت به حکومت است در حالیکه دومی مبنای اعتقاد مردم و مشارکت و رقابت در زندگی سیاسی را تشکیل میدهد. این اندیشمندان تاکید دارند که هر چه فرهنگ سیاسی ادراکی تر باشد و معطوف به موضوعات کلی باشد بیشتر به حال دمکراسی مساعد است.

به بیان دیگر اندیشمندان آن نوع فرهنگ سیاسی را بیشتر مستعد پیدایش و استقراد دمکراسی می دانند که اولا تساهل نسبت به عقاید مختلف و ثانیا اعتماد نسبت به دیگران در آن برجسته باشد.