نمونه سوالات به همراه جواب های درس توسعه فرهنگی استاد مومنی (قسمت دوم)
1- مفهوم توسعه و توسعه فرهنگی از نظر یونسکو
2- نقش قومیت و تعدد فرهنگی در توسعه
3- توسعه فرهنگی و فرهنگ توسعه را شرح دهید
4- نقش تغییرات اجتماعی در توسعه فرهنگی
5- اهمیت و نقش و رسالت روشنفکران و هنرمندان در توسعه فرهنگی
6- رابطه توسعه فرهنگی و میراث فرهنگی
7- نقش اطلاع رسانی نوین در توسعه فرهنگی
8- منظور از نقش دوگانه مذهب در توسعه فرهنگی چیست؟
9- نقش روشنفکران دینی در توسعه فرهنگی را توضیح دهید
10- توسعه و مدرنیسم و ارتباط آنها با توسعه فرهنگی را توضیح دهید
11- اندیشه های اجتماعی و روابط آنها با توسعه فرهنگی را توضیح دهید
12- مسائل فرهنگی معاصر و جامعه ایران را توضیح دهید
با تشکر از خانم ها رحیمی، ابویی و تکلو پاسخ سوال های هفتم تا دوازدهم در
7- نقش اطلاع رسانی نوین در توسعه فرهنگی
جهان، با ورود به عصر رسانه ها و شکلگیرى جامعه اطلاعاتى، دوران جدیدى را آغاز کرده است. درنظام نوین جهانى، ما در عصر رسانه ها زندگی می کنیم؛ عصری که در آن رسانه های گروهی جز جدایی ناپذیر زندگی ما هستند. آنچه که رسانه ها به عنوان اطلاعات به ما انتقال می دهند، به اشکال مختلف در نحوه زندگی، اندیشه و احساسات ما و حتی فرزندان ما تعیین کننده است. در این میان سیاست های رسانه ای نقش تعیین کننده ای در توسعه فرهنگی کشورها دارند.رسانه ها با اتخاذ سیاست های متفاوت ارتباطی، توسعه فرهنگی کشورها را تسهیل و تسریع می کنند. کارکرد رسانه ها در عصر ارتباطات، بی شک در همه ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری انکارناپذیر است.امروزه جامعه ای توسعه یافته تلقی می شود که بتواند در کنار توسعه شاخص های همچون اجتماعی واقتصادی مانند درآمد سرانه، توزیع ناخالص ملی و نرخ مرگ و میر بر معیار آموزش و اطلاعات و در حقیقت عنصر دانایی اجتماعی تاکید کند.
در چنین جامعه ای، وسایل نوین ارتباط جمعی با تولید و توزیع مطلوب اطلاعات، نقش زیادی در بالا بردن آگاهی های گوناگون و ضروری به عهده می گیرند و جامعه را در نیل به تعالی و ترقی همه جانبه یاری میکنند. حال این رسانهها هستند که با اتخاذ سیاستهای پویای اجتماعی و ترکیب آن با سیاستهای فرهنگگرا میتوانند عامل آمیختگی، توازن و پیوند دادن به باورهای اصیل اعتقادی و سنتهای بارور جامعه باشند و با گسترش تصریح آفرینندگی و افزایش رشد فرهنگی به توسعه همه جانبه کشورمان کمک کرده و باعث پویایی افکار شوند.
رسانهها سهم بسیار مهمی در توسعه فرهنگی هر جامعه بر عهده دارند که می توان به راهبردهای (کوتاه مدت و دراز مدت) آنان اشاره کرد."در کوتاه مدت می توان به افزایش سطح فرهنگ عمومی( از طریق برنامه های آموزشی و سرگرم کننده مانند مسابقات رادیو و تلویزیونی)، جلوگیری از نمایش فیلم های بدآموز سینمایی (خوشونت، قتل، جنایت و سرقت)، افزایش برنامه های هنری و فرهنگی با توجه به جنبه های آموزشی انها (آموزش غیررسمی)، افزایش داخلی تولیدات هنری، جلوگیری از پخش آگهی های بازرگانی و فیلم های تبلیغاتی که از نظر فرهنگی مضر هستند، خودداری از بکار بردن اصطلاحات و واژه های بیگانه در رادیو و تلویزیون، آموزش مردم به پیروی از اصول و موازین صحیح اجتماعی، گسترش تلویزیون آموزشی به شهرهای کوچک و روستاها و اتکا بیشتر به آموزش غیر رسمی و تشویق کودکان، نوجوانان و جوانان به مطالعه" از طریق رسانه ملی تاکید کرد. تقویت یکپارچگی فرهنگی، هماهنگ کردن ارزش های فرهنگی شهر و روستا، بازسازی و حفظ خرده فرهنگ ها، پر کردن شکاف موجود بین فرهنگ عامه و فرهنگ نخبگان، توجه به فرهنگ سنتی ایران (در زمینه های مختلف هنری و فرهنگی)، ارجحیت اهداف فرهنگی و آموزشی بر ارزشهای مادی و اقتصادی در توسعه فرهنگی، فراهم ساختن امکانات و تسهیلات، مادی و معنوی به منظور پرورش استعدادهای هنری و فرهنگی در سطوح مختلف کشور(به ویژه در شهرهای کوچک و روستا ها)، تشویق نوآوری ها و خلاقیت در زمینه های مختلف فرهنگی و هنری، معرفی جنبه های مختلغ فرهنگی ها و ارزشهای هنری بیگانه و تقویت و اشاعه جنبه های مثبت و مفید آنها که باروری فرهنگی کشور در جهت توسعه کمک نماید، گسترش هر چه بیشتر فعالیت های جنبی رسانه ملی مانند: برگزاری جشنواره ها، انتشارات،تاسیس واحدهای تئاتری، موسیقی و سینمایی در شهرها و گسترش آنها به روستاها و تجهیز واحدهای رادیو و تلویزیونی به کادر متخصص و کارشناس در موارد مختلف تهیه کنندگی،کارگردانی،فرهنگ ملی و بومی وغیره با توجه به نقش دراز مدت رسانههای گروهی، این مطالب بیش از دیگر مسایل خود نمایی می کند
با تشکر از خانم تکلو
جهان، با ورود به عصر رسانه ها و شکلگیرى جامعه اطلاعاتى، دوران جدیدى را آغاز کرده است. درنظام نوین جهانى، ما در عصر رسانه ها زندگی می کنیم؛ عصری که در آن رسانه های گروهی جز جدایی ناپذیر زندگی ما هستند. آنچه که رسانه ها به عنوان اطلاعات به ما انتقال می دهند، به اشکال مختلف در نحوه زندگی، اندیشه و احساسات ما و حتی فرزندان ما تعیین کننده است. در این میان سیاست های رسانه ای نقش تعیین کننده ای در توسعه فرهنگی کشورها دارند.رسانه ها با اتخاذ سیاست های متفاوت ارتباطی، توسعه فرهنگی کشورها را تسهیل و تسریع می کنند. کارکرد رسانه ها در عصر ارتباطات، بی شک در همه ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری انکارناپذیر است.امروزه جامعه ای توسعه یافته تلقی می شود که بتواند در کنار توسعه شاخص های همچون اجتماعی واقتصادی مانند درآمد سرانه، توزیع ناخالص ملی و نرخ مرگ و میر بر معیار آموزش و اطلاعات و در حقیقت عنصر دانایی اجتماعی تاکید کند .
با تشکر از خانم رحیمی
8- منظور از نقش دوگانه مذهب در توسعه فرهنگی چیست؟
بدون تردید بسته به جوامع مختلف عوامل زیاد و متنوع با درجات متفاوت از میزان تأثیرگذاری را میتوان در این مورد شناسایی و دستهبندی کرد. اما در یک جامعهی دینی و اسلامی که ماهیت ارزشهای فرهنگی آن را آموزههای الهی تشکیل میدهد، یکی از عوامل مهم و بنیادی، دین است. لذا واکاوی نقش دین در فرهنگسازی و توسعه فرهنگی در این کشورها از جایگاه خاص و ویژهی برخوردار است. بنابراین پرسش اصلی که در این تحقیق با مراجعه به آیات و روایات به آن پاسخ داده میشود این است که اسلام در قبال توسعه فرهنگی از چه ظرفیتهای برخوردار است؟
توسعه فرهنگی در دو بعد ایستایی (دموکراسی فرهنگی) و پویایی (پویایی فرهنگی) مطرح است. در بعد ایستایی، توسعه فرهنگی عبارت است از توزیع عادلانهی امکانات و فرصتهای فرهنگی برای تمام شهروندان و در بعد پویایی معطوف به ایجاد تغییر و تحول در عناصر فرهنگ به منظور انطباق آن با شرایط زمانی و مکانی و در نتیجه پاسخگوی به نیازهای زمانه است. مهمترین شاخصهای توسعه فرهنگی نیز عبارتاند از عقلگرایی و اهمیت دادن به نقش عقل، علمگرایی و نگرش علمی به مسائل، نگرش مثبت در قبال دنیا و امور دنیوی، باور به آزادی بیان و اندیشه، نگرش پویا به فرهنگ و پلورالیسم فرهنگی.
با مراجعه به آیات و روایات، آموزههای را میتوان یافت که با عناصر توسعه فرهنگی همپوشی دارند. برخی از مهمترین این آموزهها عبارتانداز: دعوت به تعقل، تأکید بر علم و اندیشه، پیوستگی میان دنیا و آخرت، تأکید بر نقش و اهمیت کار، حرمت اسراف و تبذیر، مذمت فقر، مبارزه با خرافات، باور به داشتن قدرت و عزت، اهمیت آزادی بیان، باور و تأکید به تعامل فرهنگی
با تشکر از خانم رحیمی
9- نقش روشنفکران دینی در توسعه فرهنگی را توضیح دهید
منظور از جریان روشنفکری دینی، طیفی از گرایشهای مذهبی نیم قرن اخیر است که از نسل پیشکسوتان نوگرایی دینی پس از رویدادهای شهریور 20 با محوریت فکری شادروان مهندس مهدی بازرگان و دکتر سحابی شروع میشود و تا نسل پرشور و تحولطلب ده? پنجاه با محوریت فکری زنده یاد دکتر علی شریعتی امتداد مییابد. و منظور از روحانیت طیفی از جریانهایی است که علیرغم تنوع مشربها و رویکردهای فکری صف واحدی در قبال نظام دیکتاتوری سلطنت پهلوی تشکیل میدهند. آیتاللهالعظمی منتظری، مرحوم آیتالله طالقانی، استاد شهید مطهری، استاد محمدرضا حکیمی و شهید بهشتی از نامداران و پاسداران اقالیم تجدید حیات تفکر دینی هستند که با محوریت و نقش بینظیر امام خمینی راه قیام تودههای مردم را هموار کرده و با بسترسازی جریان روشنفکری دینی تحولی به عظمت انقلاب اسلامی رقم میزنند.
با این همه جریان روشنفکری دینی به عنوان توانمندترین نیروی کارآمد پس از انقلاب دوشادوش دیگر اقشار اجتماعی به کار تحکیم پایههای نظام جدید و مبارزه با ریشههای به جا مانده از نظام پیشین پرداخت . روشنفکران به ویژه روشنفکران دینی، مولدان و مبدعان فرآوردههای فرهنگی هستند. این قشر به دلیل حاکمیت گفتمان هدایت شد? ایدئولوژیک در کلی? سطوح فرهنگی و رسانههای نوشتاری و گفتاری تأثیرگذار هستند
در این میان نقش روشنگران? روشنفکران به ویژه روشنفکران دینی به مثابه توانمندترین و کارآمدترین نیروی مشفق این جامعه و این نظام مجددا احیا میشود. این نقش تا آنجا که به رسالت اجتماعی روشنفکران لطمه وارد نمیکند، نباید در شکل پیوستن به صفوف طالبان قدرت تجلی پیدا کند، چرا که رسالت روشنگری و آگاهیبخشی روشنفکران به ویژه روشنفکران دینی بسی ماندگارتر و اثر بخشتر است
با تشکر از خانم ابویی
10- توسعه و مدرنیسم و ارتباط آنها با توسعه فرهنگی را توضیح دهید
جامعه ای مدر نیزه محسوب می شود که در جریان تولید خود از ابزار های فنی بهره گرفته و سلطه خود را بر دیگر سطوح دیگر جامعه اعمال کند
نوگرایی و تجدد و پیشرفت در ساحت فکر و اندیشه بشر متفکر غربی به نام « مدرنیته » مشهور شد و توجه به جنبه های ظاهری جامعه و مظاهر پیشرفت مادی( تمدن ) به «مدرنیسم » شهرت یافت . با گذشت زمان و گسترش اجتماعات توسعه یافته، مشکلات و ابعاد مخرب توسعه یافته هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم آشکارتر شد. ویرانی طبیعت، افزایش آلودگی های زیست محیطی، تداوم فقر و نابرابری های اجتماعی، شیوع فساد و ....از کارکردهای پنهان توسعه در کشورهای توسعه یافته به شمار آمده است. اما در کشورهای در حال توسعه، بعد از تلاش ها و صرف میلیاردها واحد پول ملی، گذشت زمان نشان داد که بسیاری از این کشورها نه تنها به توسعه دست نیافتند بلکه در وضعیت نابسامانی و پریشانی فرهنگی و سردرگمی سیاسی قرار گرفتند.البته فرایند شکست توسعه در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد، مانند فقدان دولت کارآمد، عدم انباشت سرمایه ، عدم وجود نیروی انسانی و...اما آنچه به عنوان وجه مشترک در اکثر قریب به اتفاق این کشورها به عنوان عامل و دلیل اساسی می تواند مطرح باشد، این است که این کشورها به جای توسعه درون زا ، به توسعه ی بیرون زا روی آورند. به عبارت دیگر توسعه را مطابق فرهنگ، تاریخ و سنت های خود آغاز نکرده بلکه هر آنچه را که در غرب اتفاق افتاده بود، کاملا الگو قرار دادند.کشورهای غربی بر ویرانه های سنت، مدرنیته و توسعه شکوفا شدند. به عبارت دیگرآنها با دستکاری در فرهنگ و سنت خودشان، توانستند مسیر تجدد را باز کنند و به توسعه دست یابند اما کشورهای دیگر از آنجا که فرهنگ و سنت شان با فرهنگ و سنت مغرب زمین متفاوت است، نمی توانند گام به گام مانند آنها عمل نمایند. تقلید و پیروی از الگو و شاخص های توسعه ای که در غرب اتفاق افتاده به دلیل خاستگاه بیرونی و ماهیت طبقاتی نظام سرمایه داری و ناهماهنگی با ارزش های فرهنگ خودی ، در کشورهای توسعه نیافته موجب بروز تعارض روانی و بحران هویت فرهنگی شد
با تشکر از خانم رحیمی
11- اندیشه های اجتماعی و روابط آنها با توسعه فرهنگی را توضیح دهید
تغییرات اجتماعی که دگرگونی در ساختارهای اجتماعی >اقتصادی و فرهنگی به وجود می آورد در موارد زیادی به مسأله اجتماعی منجر می شود. مسأله اجتماعی به مثابه زخمی بر پیکر جامعه >یا پارگی در سازمان و ساختار اجتماعی به حساب می آید که کارکرد نامناسب (---* در جامعه را هشدار می دهد و آن خود نیاز به بهبود و درمان دارد. به طور خلاصه یک مسأله اجتماعی عبارت است از حقیقت اجتماعی ملموس>قابل شناخت و ناخواسته ای است که هرچه سریعتر می بایست به آن پرداخته شود در غیر این صورت مسایل و زمینه های بیشتری را پدیدار می سازد . مثلاً افزایش بی رویه جمعیت افزایش جمعیت و کودکان زیر 15 سال پدایش فقر و وابستگی بالا در جامعه و .. همگی پدیده کار کودکان را در بسیاری ازجوامع رو به توسعه به دنبال آورده است که خود جدایی از تحصیل افت تحصیلی >سوء رفتار با آنها>فقر >ضعف شرایط تربیتی و .. را در آنها بر جای می گذارد. این وضعیت تسلسلی ادامه می یابد و از این نسل شاید نسل های پر مسأله تری در آینده به وجود می آید
با تشکر از خانم رحیمی
12- مسائل فرهنگی معاصر و جامعه ایران را توضیح دهید
جانبداری نظام رسمی کشور در طول تاریخ معاصر ایران به نفع یکی ازعناصر هویتی سبب بروز شکاف بین ملت و دولت شده، که عوارض بسیاری در پی دارد؛ و مهمترین عارضه آن این است که نظام سیاسی حاکم نمی تواند از ظرفیتهای اجتماع خود برای تحقق اهدافش بهره برد، و جامعه را به سمت ترقی و تعالی مادی و معنوی سوق دهد .
ایرانیان به دلیل وضعیت فرهنگی و اجتماعی ویژه ای که خصوصا پیش از اسلام داشته، و پیشینه فرهنگی غنیی که دارند، همواره خواستار ایفای نقشی برجسته در جامعه جهانی هستند، نداشتن چنین نقشی سبب احساس حقارت و بی تعلقی نسبت به ارزشها و عناصر هویتی در آنها می شود. پس باید وضعیتی ایجاد شود که ایرانیان به چین نقشی برسند. و این مهم محقق نمی شود مگر با فراهم شدن شرایطی که عزم عمومی در این راستا قرار گیرد. و این محقق نمی شود مگر آن که شرایط فرهنگیی در جامعه ایجاد شود، که تمامی اقشار جامعه خصوصا قشر فرهیخته بتوانند، با احساس امنیت و رضایت و مطلوبیت در کشور به کار و فعالیت بپردازند .
از سوی دیگر طبق نظر صاحب نظران هیچ تغییر مطلوبی در جامعه ایران قابل تحقق نیست مگر این که بر مبنای توجه به عناصر هویتی ایرانیان شکل گرفته باشد.
از سوی دیگر گفتمان غالب جهان امروز( مدرنیته ) جزئی از عناصر هویتی جامعه ما شده، و این گفتمان با قرائت رایج از عناصر هویتی ما هم خوانی لازم را ندارد. در چالش بین این عناصر که متأسفانه با جدیت ادامه دارد ـ و در طول تاریخ معاصر ما منشأ رخدادهای مهمی شده است ـ گفتمان مدرنیته موفق شده، سایر عناصر هویتی را با چالش جدی روبرو کند؛ خصوصا این که در دنیای کنونی جامعه غربی ملاک مقایسه همه چیز است؛ و استانداردهای آنها در حال جایگزینی با تمامی ملاکهای سابق است. بنابراین در شرایط کنونی اصلی ترین نیاز فرهنگی ما رسیدن به گفتمانی است که به عنوان گفتمان انقلاب بتواند این چالش را برطرف کند.
جامعه ایران به شدت نیازمند یک نسل فرهیخته، و تصمیم گیرنده است که شناخت مناسبی نسبت به فرهنگ و هویت ایرانی و شرایط جهانی داشته باشد. و بتواند ایرانیان را در مسیر مناسب به پیش ببرد. این نسل بدون حمایت همه جانبه دولت و با یک بستر سازی دقیق به وجود نخواهد آمد
اگر این پرسش مطرح شود که چگونه می توان به این مسائل پاسخ داد؟ باید گفت جوابی که اکنون به نظر می رسد، باز بینی و باز خوانی سنتهاست، به گونه ای که امکان بوجود آوردن هویت تعالی پذیر را برای جامعه فراهم کند. این خوانش جدید باید به گونه ای باشد، که اقشار گوناگون جامعه خصوصا فرهیختگان را در کنار دولت ها قرار دهد، و جامعه را به سمت اهداف متعالی و مترقی مادی و معنوی سوق دهد.
اشاره به یک نکته را در پایان بحث ضروری می دانم، و آن این که: در آموزه های قرآن همواره به مخاطبان وحی تأکید می شود که در مقابل دلایل آشکار از دلایل ضعیف خود دست بشویید و در مقابل حق تواضع داشته باشید. این سیره باید در مقابل دلایل و براهین آشکار زمانه نیز به کار گرفته شود. حضرت علامه طباطبایی(ره) در کتاب تفسیر المیزان می فرمایند:
امروزه بطلان تفسیر ظاهری و سطحی از آیات به خوبی روشن است و ناگزیر باید تفسیر دیگری جست که مخالف با علوم امروزی و مشاهداتی که بشر از وضع آسمانها دارد نباشد. آنگاه تفسیر مورد نظر خود از آیات را ارائه دهد
با تشکر از خانم رحیمی
توسط : الماس | تاریخ : یکشنبه 92/6/17