سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
مدیران فرهنگی آینده ایران

همراه با قرآن

آیه قرآن تصادفی

جستجو


آرشیو مطالب
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

تاریخ روز
اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی
اوقات شرعی

نظرسنجی




تاریخ : یکشنبه 92/5/27 ساعت 1:14 ع توسط : الماس

تهیه کنندگان: زهرا حریرچیان – مریم جوادی – پریسا احدی

دانشگاه علمی کاربردی – فرهنگ و هنر واحد 11

کارشناسی ناپیوسته مدیریت امور فرهنگی

صنایع فرهنگی

 دانلود PDF

 

نقش هنرمندان و زنان در صنایع و فن‌آوری فرهنگی


فن‌آوری فرهنگی چیست؟

فن‌آوری فرهنگی از موضوع‌های پژوهشی نو در دنیا است. فن‌آوری فرهنگی آن دسته از فن‌آوری‌هایی است که در بخش فرهنگی به کار می‌رود. در این مفهوم، آن دسته از فن‌آوری‌های رایانه‌ای، دیجیتالی و فن‌آوری ارتباطات مدنظر است که در بخش فرهنگ فعال هستند. مطابق با این معنا، فن‌آوری فرهنگی فن‌آوری‌های مورد استفاده در محصولات و خدمات فرهنگی است.


صنایع فرهنگی

صنایع فرهنگی را می توانیم همچون پلی بین حوزه ی صنعت و ساخت متعالی فرهنگ در نظر بگیریم که در یک سوی این پل، “صنعت” به معنای وسیع کلمه و طیفی از کارآفرینان و سرمایه گذاران قرار می گیرند که رسالت یا منافع اقتصادی خود را در تولید انبوه کالاها و خدمات فرهنگی می بینند؛ و در سوی دیگر آن “فرهنگ” است که شامل سیاستمداران و دیگر افرادی میشود که رسالت یا منافع خود را در تولید و انتشار محصولات و خدمات این صنایع می‌بینند. صنایع فرهنگی را میتوان صنایع نرم خواند.


نقش اشتغال زنان در توسعه و تعدد نقش ها


توجه به وضعیت اشتغال زنان و هدایت آنها به بازار کار می تواند زمینه بهره گیری بهتر جامعه از این نیروی بالقوه را به فعل آورد. به همین دلیل، مجموعه عواملی که میتواند زمینه ساز مشارکت هرچه بیشتر این جمعیت توانمند در عرصه های اقتصادی اجتماعی کشور باشد از اولویت بیشتری برخوردار است. بدون شک،مهم ترین عاملی که آهنگ رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی را تسریع می کند، همراهی گروهی زنان و مردان آن جامعه است. بی تردید زنان، به عنوان نیمی از جمعیت، تاثیر مستقیمی در توسعه جامعه دارند. لذا استراتژی های یک جامعه توسعه یافته، لازم است بر مبنای مشارکت هر چه فعال تر زنان در اموراقتصادی، سیاسی و اجتماعی پی‌ریزی گردد. ویل دورانت بیان می دارد که در اجتماعات ابتدایی، قسمت اعظم ترقیات اقتصادی به دست زنان اتفاق افتاده است نه به دست مردان. در آن هنگام که قرن های متوالی، مردان دائماً به شکار اشتغال داشتند، زنان در اطراف خیمه زراعت می نمودند و هزاران هنر خانگی را ایجاد می کردند که هر یک مبنای صنایع بزرگ امروزی است. این در حالی است که در مناسبات اجتماعی و به ویژه در فرآیند توسعه، زنان به عنوان نیمی از آمار عظیم جامعه، اهرم و بازوی توسعه هستند و عامل مهمی در پیشبرد فعالیت های اقتصادی محسوب میشوند. براساس گزارش های توسعه انسانی سازمان ملل، زنان بهره بسیار کمی را از منافع توسعه داشته اند و اگر چه نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می دهند ولی سهم آنها در جمعیت فعال اقتصادی، حدود سی درصد و در برخی کشورها به طور خلاصه زنان در آمارهای ملی کشورهای در حال توسعه گم شده اند.


نقش موثر زنان در رونق صنایع دستی

یکی از عوامل موثر در رونق گردشگری، صنایع دستی است. صنایع دستی بخشی از هنر و صنعت ملت هاست که به علت برخورداری از ارزش های فرهنگی و هنری و ذوق و اندیشه در تولید، علاوه بر جنبه های مصرفی دارای ارزش های هنری و ظرفیت های ویژه صادراتی است. ایران یکی از کشورهای اصلی تولید کننده محصولات صنایع دستی در جهان محسوب می شود و از نظر تنوع محصولات رتبه اول جهان را داراست. در حقیقت تولید صنایع دستی از نظر نیاز نداشتن به سرمایه گذاری زیاد و فن‌آوری پیچیده و داشتن قابلیت های صادراتی و درآمد بالادر سال های اخیر بیشترین حجم ایجاد اشتغال را در کشور به خود اختصاص داده است و مهمترین محصول صادراتی غیرنفتی به حساب می آید. سهم صنایع دستی در تولید ناخالص ملی نزدیک به 3 دهم درصد است که نشان دهنده نقش، اهمیت و جایگاه این هنر صنعت اصیل و ملی است. در این میان نقش زنان در ماندگاری، توسعه و رونق رشته های صنایع دستی قابل توجه و ستودنی است. می توان همواره بازتاب سلیقه و ظرافت روحی زنان ایرانی را به عنوان طراحان و تولید کنندگان محصولات صنایع دستی، در محصولات متنوع تولید شده مشاهده کرد. زنان ایرانی دست کم تولید کننده نیمی از محصولات صنایع دستی در کشورند و در این فعالیت ها مشارکت چشمگیری دارند با این وجود جایگاه آنان در توسعه صنایع دستی به درستی شناخته نشده است و بیشتر به عنوان نیروی کار نامریی محسوب می شوند.


نقش جدی زنان درتوسعه صنایع دستی

نقش زنان در حفظ، احیا، ترویج و توسعه صنایع دستی کشور بسیار جدی و با اهمیت است. زنان در همه شهرها و روستاها نقش عمده ای در تولید محصولات صنایع دستی دارند و این نقش در حفظ هویت ملی، حفظ اصالتها، صنایع دستی بومی و هنرهای سنتی کشور بسیار مهم است. زیرا آنها به علت اهتمام در حفظ فرهنگ، اعتقادات و باورهای ملی و دینی بیش از دیگران در این حوزه تلاش می کنند. زنان در فعالیت های صنایع دستی مشارکت چشمگیری دارند اما به علت نبود آمار دقیق از تعداد شاغلین زن در این حوزه، هنوز جایگاه و نقش ویژه آنها در توسعه صنایع دستی شناخته شده نیست.

زنان پیشتاز در صنایع دستی

معاون صنایع دستی استان تهران درباره سهم و مشارکت زنان در تولید محصولات مختلف صنایع دستی میگوید: نزدیک به 65 درصد از صنعتگران کشور، زنان فعال، توانمند و خلاق ایرانی هستند که در فرایند اشتغالزایی نقش بسزایی دارند در حقیقت بیشتر آنها، زنان سرپرست خانوار و خودسرپرستی هستند که از این طریق امرارمعاش می کنند. یکی از ویژگی های صنایع دستی حذف محدودیت های سنی است تا جایی که ممکن است برخی از صنعتگران بسیار جوان و برخی دیگر کهنسال باشند. همین ویژگی ها موجب شده تا هنرآفرینی آنها نیز به زیباترین شکل ممکن ظهور پیداکند. زنان خانه دار در کنار انجام کارهای روزمره، همسرداری و تربیت فرزندان به ساخت محصولات مختلف ازجمله سفال، سرامیک، تراش شیشه و غیره می پردازند و از این طریق ماهانه بین 200 تا 800 هزارتومان نیز درآمد کسب می کنند. حتی برخی از آن ها در منازل خود، کارگاه های کوچک زودبازده راه اندازی کرده اند و در سطح گسترده تری به تولید محصولات متنوع مشغولند.


نقش هنرمندان صنایع و فن‌آوری فرهنگی

 

جایگاه هنرمندان در پیشرفت و توسعه‌

یکی از عوامل عدم ایفای نقش هنرمندان در مسیر بستر‌سازی مناسب پیشرفت و توسعه‌ی کشور، این نگاه نادرستی است که در جامعه‌ی ما وجود دارد که اوقات فراغت را وقت تلف‌شده می‌بینیم و جایگاه هنرمند را درحد پرکردن بهتر این اوقات فراغت خلاصه می‌کنیم که البته خود هنرمندان نیز در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؛ برای آن‌که این معضل فرهنگی حل شود، علاوه بر اصلاح نگاه مدیران و مردم به نقش هنرمندان، نیازمند اصلاح بینش خود هنرمندان نسبت به جایگاهشان در فرایند پیشرفت و توسعه‌ی کشور هستیم. برای اصلاح این بینش باید رابطه‌ی هنر با فرهنگ، هنر و فرهنگ با پیشرفت و توسعه و هم‌چنین با اهداف و آرمان‌های هر جامعه روشن شود. بدیهی است اگر هنرمندی بخواهد نقشی آگاهانه و عالمانه در پیشرفت کشور خود و احیا و تقویت آرمان‌های جامعه داشته باشد، شناخت ارزش‌های اصیل است، هنرمندان باید با شناخت ارزش‌های اصیل تاریخی خود، ارزش‌های غیراصیل را کنار بگذارند؛ منظور آن دسته از ارزش‌هایی است که بعضی از آن‌ها در عرف ما وجود دارند و وقتی آن‌ها را با اصول اساسی اسلام و علوم قطعی انسانی انطباق می‌دهید، می‌بینید نامتناسب‌اند ولی در عرف ما جا افتاده است! توجه کنید وقتی عرفیات غیرعقلانی با ارزش‌های اصیل دینی با هم مخلوط شوند مزاحم توسعه می‌شوند بنابراین در نگاه به فرهنگ، مفهوم گسترده‌یی برای فرهنگ تداعی می‌کند که بسیار فراتر از تولید آثار هنری برای اوقات فراغت است. این فرهنگ یعنی نظام اعتقادات اساسی شکل‌دهنده‌ی جهان که از درون آن ارزش‌های حاکم بر همه‌ی روابط‌ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی، نظامی، انتظامی و... استخراج می‌گردد و در شکل‌دهی به سازمان‌ها و نهادهایی که اهداف سیاسی، اقتصادی و... جامعه را دنبال می‌کنند مداخله می‌نماید و رفتارهای روزمره‌ی ما را جهت دهد. این‌که گفته شد هنرمند باید علاوه بر توسعه‌ی اطلاعات عمومی از تحولات فرهنگی مورد نیاز برای پیشرفت جامعه در یک حوزه‌ی تخصصی نیز رابطه‌ی بین فرهنگ و آن بخش را بفهمد، به این خاطر است که بتواند از رهگذر خلق آثار در آن زمینه، امکان پیشرفت آن حوزه را هم فراهم آورد.


اعتلای جایگاه هنرمندان آفرینشگر

از آنجا که نظام تولید فرهنگی به ناچار باید با توسعه سریع ارتباطات همگام باشد و رسانه ها و صنایع فرهنگی تقاضای قابل توجهی برای محصولات فرهنگی در عرصه رقابتی شدیدتر ایجاد می کنند، به هنرمند چه آفریننده و چه اجراکننده نقشی داده می شود که، با کمال شگفتی، در اوج نظام بورژوازی فرهنگی نیز هرگز به وی داده نشده بود. در عصر ملکه ویکتوریا و شاه ادوارد همین که اثر هنرمند خوانده، شنیده یا به معرض نمایش گذاشته می شد، موجبات رضایت وی فراهم می آمد. پاداش هنرمند بیشتر جنبه روانی داشت؛ زیرا حق تألیف به کندی وصول می شد و بیشتر حالت جایزه داشت. حتی امروز در میان افراد مردم و بسیاری از مقامات اداری و سیاسی، این اعتقاد گذرا و ناخودآگاه وجود دارد که صرف مشهور ساختن یک هنرمند کار بزرگی است که در حق او انجام می شود. این فکر که هنرمند نیز حق دارد مانند هر شهروند دیگر، مثلاً مخترع یک محصول صنعتی جدید یا یک دانشمند، سالانه و به طور منظم اجر زحمات خود را بگیرد، به هیچ روی مورد پذیرش اکثریت مردم نیست. طرز برخورد جاری، که در حال حاضر حتی در میان کسانی که مدعی عشق به هنر نیز هستند به طرزی آمیخته با خرافات وجود دارد، این است که هنرمند ستاره ای است که به گونه ای سحرآمیز و زندگی هنرمندانه ثروتی افسانه ای گرد می آورد، و یا فقر و مکنت بهایی است که باید بابت سعادت انجام کارهای مورد علاقه اش بپردازد. آیا نباید با افزایش تقاضا برای محصولات فرهنگی به عنوان بخشی از یک روند وسیع و سودآور اقتصادی، مزایای بیشتری به کار آفریننده داد تا ارزش واقعی آن را معلوم سازد؟ آیا نباید رابطه میان مولفان، ناشران و برنامه‌ریزان در زمانی که یک اندیشه آفریننده می تواند در تملک چندین رسانه گروهی تلویزیون، سینما، کتاب و کاست در چندین کشور باشد، بر اساس قراردادهای عادلانه تر قرار گیرد و در نهایت، از نظر تجاری، منصفانه تر باشد؟ آیا در این صورت معلوم نخواهد شد که به کارهای آفریننده فکری و هنری بهای واقعی شان داده نشده است ؛ به همان صورت که در گذشته ارزش نفت دست کم گرفته شده بود؟ آیا روشن نخواهد شد که با توجه به وقت و نیرویی که صرف کارهای آفریننده می شود و مخاطراتی که در انجام آنها وجود دارد ارزشی که به آنها داده می شود نه دو برابر، بلکه ده برابر کمتر از ارزش واقعی آنهاست؟ آیا در حالی که به یک طراح صنعتی در بخش تحقیقاتی دستمزد کافی داده می شود، مولف یک سمفونی مجبور نخواهد شد که بر خلاف میل خود، به حمایت دیگران متکی باشد؟ اعتلای موقعیت هنرمند به معنای ارتقای کار وی به سطح پر فروش برای مدت طولانی است و امید آن است که یک نظام موفقیت آمیزتر تولید فرهنگی در بازاری فعالتر، ناشران و تهیه کنندگان برنامه ها را قادر سازد تا به تعداد بیشتری از هنرمندان امکان نشو و نما بدهند و بیشتر خطر کرده، هزینه انجام کارهایی را تأمین کنند که جزئی از نظام صنایع فرهنگی با جنبه های منفی آن نباشد. بدین ترتیب، همیشه میدانی برای تجدید آفرینندگی، اکتشاف و کارهای هنری وجود خواهد داشت و آفرینندگی به صورت یک عمل انفرادی با هسته ای مبهم و غیرقابل نفوذ باقی خواهد ماند.


حراست از هویت فرهنگی ملی و هنر هنرمند

آخرین دلیل لزوم پرداختن به مسئله صنایع فرهنگی، که به هیچ وجه کم اهمیت تر از دلایل دیگر نیست، سرشت بین المللی این صنایع است. دیگر نمی توان دنیای فرهنگ هنرمندان، ناشران و تهیه کنندگان برنامه‌ها را در درون مرزهای ملی یا محدوده های زمانی که بسیار تنگ تر از آنند که تولید را از نظر اقتصادی مقرون به صرفه سازند، زندانی کرد. ظرف یک سال، شهرت هنرمند از مرزهای کشور فرا می گذرد و ناشران مجبورند در نمایشگاههای بین المللی، در بازار جهانی شرکت کنند و همان گونه که شکل عرضه با جنبه های فنی و اقتصادی همراه آن لزوما جنبه جهانی به خود می گیرد، سهم هر کشور در این بازار، که شدیداً در حال گسترش است، بستگی به قدرت صنایع فرهنگی و کیفیت محصولات فرهنگی و ماحصل هنر دست هنرمندان آن کشور دارد زیرا ممکن است این امر برای هر کشور یا هر منطقه از جهان، فرصتی جهت توسعه دامنه نفوذ جهانی باشد. البته باید گفت، در پایان قرن بیستم، از خودکفایی فرهنگی دم زدن نیز بی معناست زیرا شدت پارازیت اندازی بر روی برنامه ها و سانسور ادبیات به هر اندازه که باشد، در هر حال، پیر و جوان خواهند توانست پیامها ادبی یا موسیقی ای هنرمندانه خالقان آن را که در پی آنند به دست آورند. اما آنچه باید مورد بحث قرار گیرد، وابسته نبودن فرهنگی است که رقابت را تضمین کند. امروزه تنها داشتن فرهنگ والا و غنی و به تبع آن صنایع فرهنگی وکار دست هنرمندان ملی برگرفته از همین فرهنگ ها است که به کشورها امکان می‌دهد تا با این مشکل دست و پنجه نرم کنند.

سوال:

1-     فناوری فرهنگی چیست؟ فناوری فرهنگی از موضوع‌های پژوهشی نو در دنیا است. در یک مفهوم، فناوری فرهنگی آن دسته از فناوری‌هایی است که در بخش فرهنگی به کار می‌رود  . در این مفهوم، آن دسته از فناوری‌های رایانه‌ای، دیجیتالی و فناوری ارتباطات مدنظر است که در بخش فرهنگ فعال هستند. مطابق با این معنا، فناوری فرهنگی فناوری‌های مورد استفاده در محصولات و خدمات فرهنگی است. 

2-    صنایع فرهنگی را تعریف کنید؟ صنایع فرهنگی را می توانیم همچون پلی بین حوزه ی صنعت و ساخت متعالی فرهنگ در نظر بگیریم که در یک سوی این پل، “صنعت” به معنای وسیع کلمه و طیفی از کارآفرینان و سرمایه گذاران قرار می گیرند که رسالت یا منافع اقتصادی خود را در تولید انبوه کالاها و خدمات فرهنگی می بینند؛ و در سوی دیگر آن “فرهنگ” است که شامل سیاستمداران و دیگر افرادی میشود که رسالت یا منافع خود را در تولید و انتشار محصولات و خدمات این صنایع می بینند.صنایع فرهنگی را میتوان صنایع نرم خواند. 

3-  اعتلای جایگاه هنرمندان آفرینشگرچگونه به چه معناست؟ اعتلای موقعیت هنرمند به معنای ارتقای کار وی به سطح پر فروش برای مدت طولانی است و امید آن است که یک نظام موفقیت آمیزتر تولید فرهنگی در بازاری فعال تر ، ناشران و تهیه کنندگان برنامه ها را قادر سازد تا به تعداد بیشتری از هنرمندان امکان نشوونما بدهند و بیشتر خطر کرده. بدین ترتیب ، همیشه میدانی برای تجدید آفرینندگی ، اکتشاف و کارهای هنری وجود خواهد داشت و آفرینندگی به صورت یک عمل انفرادی با هسته ای مبهم و غیرقابل نفوذ باقی خواهد ماند. 

منابع

1-      دکتر حسین یاوری ، کلیاتی درباره صنایع دستی روستایی ایران – 1379

2-      مطالعات و مقالات معادی ، بیگی ، یاوری

3-      هفته نامه خبری ، تحلیل سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری

4-      مجید ابهری ، کتاب علل و عوامل بروز آسیب های اجتماعی و راهکار مقابله با آن – انتشارات دانشگاه

5-      دکتر رمضان حسن زاده ، دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی

http://rahroeandisheh.blogfa.com/post/26/

http://www.mof89.blogfa.com/post/23

http://m-o-farhangi.blogfa.com/post-34.aspx





مطلب بعدی : درباره ما (یادداشت ثابت)